به نظر می رسد علی دایی را باید قدری صبورتر و منطقی تر نظاره کنیم.او را در برنامه 90 دو هفته گذشته مهربان تر دیدیم و نوعی دلجوئی و بخشش طلبی را در سیما و گفتارهایش می دیدیم.قبل از آن شب هم به هنگام دعوت از کریم باقری و تکرار دائم کلمات " آقا کریم" و اعلام این که او بزرگتری است که دوست داریم در خدمتش باشیم او را نرم تر دیده بودیم.شاید اگر جریان کریمی آن گونه پیش نمی رفت این نرمش ها را بیشتر نظاره می کردیم اما متاسفانه داستان به گونه دیگر پیش رفت.حوادث خوشایند بعد از بازی استقلال تهران و برق شیراز و روبوسی های دایی و قلعه نویی نشان از تغییرات بزرگ در رفتارهای مرد همیشه مغرور سال های اخیر فوتبال ما می داد.به نظر می رسد که دایی می داند راه جام جهانی اگر به نفع تیم ملی و حضور در آن ختم نشود روزگار فوتبالی او را به گونه ای به پایان می برد و از این رو او تلاش می کند تا ایران به جام جهانی رود و برای این کار حاضر است بر خلاف نظرات اوایل تصدی پست سرمربیگری تیم ملی دست دوستی به سوی ستاره های مخالفش دراز کرده و پیمان آشتی با دشمنانی چون قلعه نویی و شاید قطبی امضا کند و دیگر دل به سایپا و جوان گرائی ها غیر عادی ندهد.
به نظر می رسد دایی متوجه خطرات راه صعود تیم ملی به جام جهانی شده است و به گونه ای دو ریالی تسهیل این راه در ذهنش افتاده است زیرا دائی می داند :
1- اگر در بازی با امارات بازنده شویم امارات با 3 امتیاز از 3 بازی به کره شمالی و تیم ما با 4 امتیاز بسیار نزدیک می شود و می تواند مدعی صعود نیز بشود و اگر بازی عربستان و کره جنوبی یک برنده داشته باشد امارات علاوه به تیم ما و کره شمالی به بازنده آن بازی که او هم 4 امتیازی است نزدیک خواهدشد.از سوی دیگر اگر آن بازی به تساوی رسد دنیا به کام اماراتی ها می شود ، چون آنگاه با 2 تیم 5 امتیازی و 2 تیم 4 امتیازی در حالی هم گروه می شود که خود 3 امتیازی است.پس امارات در بازی 29 آبان بسیار پر انگیزه به مصاف ما خواهد آمد.
2- دایی می داند تیم ملی ما همواره در بازی های رفت بهتر از بازی های برگشت نتیجه گرفته است و شاهد این ادعا این است که در انتخابی 2006 ما در دور رفت 2 برد و یک تساوی داشتیم و در دور برگشت 2 برد و یک باخت نصیب ما شد و یا در سال 2002 در دور رفت 2 برد و 2 تساوی و در دور برگشت 2 برد و یک تساوی و یک باخت در کارنامه خود ثبت کردیم و یا در سال 1998 در دور رفت 2 برد و دو تساوی و در دور برگشت 1 برد و 2 باخت و 1 تساوی داشته ایم.پس برای صعود باید امتیازهای دور رفت را تا آنجا که ممکن است بدست آوریم.
3 - تیم ما در دور برگشت باید دو سفر طولانی به خاور دور داشته باشد و بازی های دور برگشت دور از خانه فوق العاده مشکل است.در حالی که کره جنوبی در دور برگشت تنها یک بار بیرون از خانه می رود و آن هم در مصاف با امارات است و عربستان سعودی و کره شمالی تنها یک سفر طولانی در جریان دو بازی خارج از خانه خواهند داشت و دیگر بازی آنها در دور برگشت در خارج از خانه در مسافت نزدیک است.یعنی عربستان به ایران و کره شمالی به کره جنوبی می رود.پس ایران در دور برگشت فاکتور خستگی را بیشتر تحمل می کند خصوصا که ایران باید به کره شمالی رود.
4 - عربستان و کره جنوبی در آخرین روز در خانه بازی می کنند در حالی که ایران باید به سئول برود و تجربه تیم ما در بازی خارج از خانه در دوره های اخیر باخت در ژاپن در راه جام جهانی 2006 باخت به بحر ین در سال 2002 و باخت به قطر در سال 1998 است.
آیا با توجه به این چرتکه فوتبالی باز هم دائی باید دنبال مشغولیت های جدیدی چون سر و کله زدن با روزنامه ها و ستاره ها و همکارانش نظیر قطبی و قلعه نوئی بگردد.عقل این گونه حکم نمی کند و دائی نیز نشان داده است اگر عصبانیت منطقش را کور نکند می تواند در بیشتر مواقع درست تصمیم بگیرد.امیدواریم این چنین باشد.